ابراهيم عاملي ( موثق )

382

تفسير عاملي ( فارسي )

و هم از عطا روايت است كه پس از هجرت ، مسلمانان به سختى گرفتار بودند و يهوديها اظهار دشمنى ميكردند و مسلمانان دلتنگ مىشدند اين آيه نازل شد . ترجمه : 214 مگر شما مسلمانان گمان داريد به بهشت ميرويد با اينكه هنوز سر گذشت مردم پيش از خود نديده‌ايد كه گرفتار چنان شدند و آرامش ز دست دادند كه پيغمبر و مؤمنين [ زارى كردند ] و گفتند : كى خدا ما را يارى كند ؟ آگاه باشيد كه يارى خداوند نزديك بود . سخن مفسّرين : * ( أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ ) * - 213 كشف نوشته است : اين چنانست كه گويند : نتوان گفتن حديث خوبان آسان آسان آسان حديث ايشان نتوان خبر ندارى كه پيوستن در گسستن است و زندگانى در مردن و مرادها در بىمرادى پروانه‌ى شمع را وصال در وقت سوختن است و شمع را زندگى در سر بريدن است . درد دين خود بو العجب درديست كاندر وى چو شمع چون شوى بيمار بهتر گردى ، از گردن زدن خوش باغ و راغى است فردوس برين ليكن راه آن دشخوار است و گلبنى پر خارست مصطفى گفت « حفّت الجنّة بالمكاره » « 1 » * ( مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا ) * - 213 كشف : گفته‌اند كه بأساء رنج تن بود و ضرّاء زيان مال . و آيه براى توضيح مثل گذشتگان است كه بر آنها تنگ ميگرفتند و انواع آسيب و بدى به آنها ميكردند چنان كه گوئى آنها را از جاى مىكندند چون ترس بحدّ نهايت كه رسيد آرام باقى نمىماند

--> ( 1 ) بهشت در هم پيچيده با سختىها و ناگوارىها است .